الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

433

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

كوفه محلهايى براى آواز و مطربى بازشد و عياشان در آن شهر فراوان گشتند كه از آوازه‌خوانان آن ، عبد اللّه بن هلال بود ، وى به يار ابليس معروف شد « 1 » . و حنين خيرى ، شاعر نصرانى « 2 » . ( 1 ) 4 - عبد اللّه بن سعد عثمان ، برادر رضاعى خود ، « عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح » را والى مصر قرار داد و درآمد و خراج آن ديار را در اختيار وى قرار داد « 3 » . وى از خطرناكترين مشركان و دشمن‌ترين آنان نسبت به پيامبر عليه السّلام بود و از هر كسى بيشتر آن حضرت را مسخره مىنمود و به استهزا خطاب به پيامبر عليه السّلام مىگفت : « من هر جا بخواهم او را مىبرم » و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را مهدور الدم ساخته بود ، اگر چه آويزان به پرده‌هاى كعبه يافت شود . ( 2 ) وى پس از فتح مكه فرار كرد و به عثمان پناه جست و عثمان او را پنهان داد و پس از اينكه اهل مكه آرامش يافتند ، وى را نزد پيامبر آورد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مدتى طولانى ساكت ماند و سپس به وى امان داد و او را بخشيد . هنگامى كه عثمان از آنجا دور شد ، پيامبر روى به يارانش كرد و به آنها فرمود : « خاموش نماندم مگر براى اينكه كسى از شما برخيزد و گردنش را بزند » . ( 3 ) مردى از انصار به آن حضرت گفت : يا رسول اللّه ! چرا به من اشاره‌اى ننمودى ؟ فرمود : « براى پيغمبر شايسته نيست كه چشمى خيانتكار داشته

--> ( 1 ) الاغانى 2 / 351 . ( 2 ) الاغانى 2 / 341 . ( 3 ) الولاة و القضاة ، ص 11 .